قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

688

درة التاج ( فارسى )

و بيان كرده است كى اقرب ( قرب ) قمر و آن غايت آن است - كى ممكن است كى ارتفاع اسطقسّات باشد ، باعتبار آنك نصف قطر زمين يكى باشد ، سى و سه و ربعى است . و ابعد بعد شمس تقريبا هم به مقدار آنك نصف قطر زمين واحد باشد ، هزار و دويست و شست و جهار بار . و بيان كرد بعد اقرب ، و اوسط ، و ابعد ، از مركز ارض از آن هر يكى از متحيّره ، تا برسيد بكرهء ثوابت ، و بيان كرد كى قدرى كى دانسته‌اند از ثخن او و آن ضعف بعد اوست - از مركز ارض ، صذ و جهل هزار است و صذ و جهل و هفت بار ، - باعتبار آنك قطر زمين يكى باشد . و قطر زمين بتقريب هفت هزار و ششصذ و سى و شش ميل است [ و بيست ] و دو دقيقه ، - هر ميلى از آن سه هزار ذراع - هر ذراعى بيست و جهار اصبع هر اصبعى هشت جو - كى ملصق باشد ظهور بعضى ببطون بعضى . و اشهر آن است كى اصبع شش جو باشد - به اين صفت ، و برين تقدير - ميل جهار هزار ذراع باشد و تفاوت نيست الّا در اصطلاح فقط ، - جه مقدار واحد است . و بيان اكثر اين برين تقدير كرده است - كى آن اقلّ آن است كى باشد ، و قطع كرد به آن از جانب قلّت ، و قطع نكرد به آن « 1 » از جانب كثرت . و برين تقدير ابعد آنج ما واقف‌شده‌ايم بر آن از فلك ثوابت « 2 » قطع مسافت مىكند در جزوى از نهصد جزء از ساعتى مستوى صذ و بنجاه و بنجهزار ميل و هفتصد و هژده ميل و ربعى - بتقريب ، بموجب آنك مساحت ، و حساب اقتضاء آن مىكند . و خدا عالم‌تر است بآنج فوق ا [ ين ] ست از افلاك - و عجائب آن . و آن كس كى تحقيق اين خواهذ بر اصول علم هيأت برو واجب باشد مطالعهء كتاب اين فاضل درين فنّ . و از آن جهت اين قدر ياذ كرديم از آن ، كى دروست امرى عجيب كى دالّ است بر عظمت اين اجرام ، و حكمت صانع آن ، و عظيم قدرت او ، - كى

--> ( 1 ) - نكردن - ط . ( 2 ) - جوانب - اصل .